ترجمه شعری از فریدون مشیری توسط زبان فارسی در مغرب
آخرین جرعه این جام
آخر رشفة فی هذا القدح
همه می پرسند : الکًلُّ یَتَسَاءَل :
چیست در زمزمه مبهم آب؟
مَا الشَّیءُ الکَامِنُ فی هَمْسِ المَاءِ المُبْهَم ؟
چیست در همهمه دلکش برگ؟
مَا الشَّیءُ الکَامِنُ فی هَمْهَمَةِ الأَوْرَاقِ المُبْهِجَة ؟
چیست در بازی آن ابر سپید،
مَا الشَّیءُ الکَامِنُ فی لَهْوِ
ذَاکَ الغَیْمِ الأَبْیَض،
روی این آبی آرام بلند
فَوْقَ هُدُوءِ هَذِهِ الزَّرْقَاءِ العَلْیَاء،
که ترا می برد این گونه به ژرفای خیال؟
یَأْخُذُکَ هَکَذَا إِلى عُمْقِ الخَیَال ؟
چیست در خلوت خاموش کبوترها؟ مَا الشَّیءُ الکَامِنُ فی خَلْوَةِ الحَمَامِ الصَّامِتَة ؟
چیست در کوشش بی حاصل موج؟ مَا الشَّیءُ الکَامِنُ فی سَعْیِ المَوْجِ العَقِیم ؟
چیست در خنده جام مَا الشَّیءُ الکَامِنُ فی تَبَسُّمِ القَدَح ؟
که تو چندین ساعت، مات و مبهوت به آن
می نگری؟ الَّذِی تُحَدِّقُ إِلَیْهِ حَائِراً
مَبْهُوتاً،لِسَاعَاتٍ طِوَال !؟
نه به ابر ، لاَ فی السَّحَاب،،
نه به آب، لاَ فی المَـــــــاء
،
نه به برگ ،لاَ فی الـــــوَرَق،
نه به این آبی آرام بلند، لاَ فی هَذِهِ الزَّرْقَاءِ العَلْیَاءِ السَّاکِنَة،
ادامه اشعار در ادامه مطلب. ترجمه اشعار یک جا بوده که آمدم آنها را سطر به سطر در اختیار شما گذاشتم.
در ترجمه این اشعار شاعر عزیز دو سه جایی هم نتوانسته بار معنایی کلمات را به زبان عربی ببرد . قضاوت با شماست
كاتب المدونة :سید حسن المحمدی البوشهري